![]() |
![]() |
|
| دل نشستــه در غروب ماتـــم تو |
|
مانند خودش نبود " عاشق شده بود بیچاره چه زود عاشــــق شده بود افتاد وشکست وذره ذره پوسیــــــــــد آدم که نکشته بود" عاشق شده بود این عشق سکوت سرد را میشکند دردیست " طلسم درد را میشکـــــند اما به خدا برای مردان سخت است این عشق غرور مرد را میشکــــــــــند
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
{{ گمان نمی کردم این قدر کم طاقت باشم}} {{ گمان نمی کردم این قدر در بند نوشتن باشم}} اما وقتی گوشی نیست برای شنیدن لال شدن راه حل خوبی است؟؟؟؟ {{ برگشتم که باز هم بنویسم. از رنجی که نمی توانم از خود دورش کنم}} {{ از ضعفی که تمام وجودم را گرفته و مرا یارای}} مقابله اش نیست |
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
ساده است نوازش سگی ولگرد شاهد آن بودن که چگونه زیرغلطکی می رود و گفتن که سگ من نبود ساده است ستایش گلی چیدن و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد ساده است بهره جویی از انسانی دوست داشتن بی احساس عشقی او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود ياد گاري صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
تقديم به كسي كه بودنش زيباي بهار و نبودنش پائيز غم را در دلم زنده مي كند در كلبه كوچك قلبم برايت مركبي ازغرور و محبت مهيا مي كنم تا تك سوار ساحل بي انتهاي عشقم گردي اگررفتي و مقصد گمشده را نيافتي تو را بخدا سوگند مي دهم به كلبه كوچك قلبم باز گردي ديده به راه توام...
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
عسل چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد می داد زخاطر برد مرا آخر ولی من جهانی غیر از او را بردم از یاد
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
پس از تو لحظه هايم مملو از تشويش و حيرانيست قلم از عشق مي نالد ،دو پاي واژه مي لنگد از آن عشقي كه فكرش هم شروع درد پنهانيست هميشه دست اين دل از هجوم عشق مي لرزد تمام عمق مطلب هم ، همين ابيات پايانيست
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
شب بر سر من جز غم ايام كسي نيست مي سوزم و مي ميرم وفرياد رسي نيست فريادرس همچو مني كيست در اين شهر فريادرسي نيست كسي را كه كسي نيست **** وقتی دلم برات تنگ میشه میرم پشت ابرها زار زار گریه میکنم پس وقتی بارون اومد بدون دلم برات تنگ شده **** کاش تو که آسمون شدی، من مث دریا میشدم عکست می افتادروی موج من با توتنها میشدم **** چشمانم را میدهم و دو ستاره قرض میگیرم تا سنگفرش جاده ای را که تو از آن خواهی آمد نورانی کنم **** ال... ****
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
کنار آشنائی تو آشیانه می کنم فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای و من برای زندگی تو را بهانه می کنم پاک، سرد، لطیف، برف آبی، ساده، آسمونی، تنهایی
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
عاشقي را بردلم بخشيد ورفت عشق را در قلب من او ديد و رفت من به يادش روز وشب سر مي كنم بي وفا اندوه من را ديد و رفتبا سكوتش قلب من ديوانه شد بي صدا از پيش من خنديد و رفتاشكباران شد زمين از رفتنش اشك را در چشمان من او ديد و رفت عشق را در چشم من باور نكرد عشق را از قلب من دزديد و رفت با غمش شبهاي من پايان نيافت در همين فكرم چرا با من نماند ؟
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند و تماشای تو زیباست اگر .....عقل می گفت که دل منزل و مأوای من است عشق می گفت که یا جای تو یا جای من است نرنجم که با دیگری خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
اشکهایت ستودنی است ای ساده دل دلت ستودنی است ای شب زده شبت ستودنی است ای بی پناه و پناهت ویرانه ای بیش نیست ای خرابه نشین شهر تنهائی برای غربت دلم که هیچگاه کسی تنهائی ام را نفهمید
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
بامداد عاشقان را شام نیست من در غم تو .... تو در وفاي ديگري.... دل تنگ تو من تو دل گشاي ديگري.... اين چه عشقي است ميان من و تو من دست تو بوسم.... و تو پاي ديگري
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
(( میدونی محبت چیه؟؟؟ )) از آتـش پـرسـيـدنـد مـحـبـت چـيـسـت ؟ گـفـت از مـن سـوزانـتـر .از گـل پـرسـيـدنـد مــحـبـت چـيـسـت ؟ گـفـت از مـن زيـبـاتــــر. از شمع پـرسـيـدنـد مـحـبـت چـيـسـت ؟ گـفـت از مـن عـاشـقـتـــر. از عشق پـرسـيـدنـد مــحـبـت چـيـسـت ؟ گـفت کلامی عـــاشقــانه اســت. از خود مــحــبــت پـرسـيـدنـد چـيـسـتـی ؟ گـفت نــگــاهــی بـيش نـيـسـتـم.
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
عزيزم گر چه دل كندن از تو آسان نيست كه برايم به مرگ هم شايد ... ميروم گم شم در انبوه خاطراتي كه بعد تو بايد... بعد از اين استكان زهر آلود مي نوشم و همچون پروانه به خواب خواهم رفت ... جاي قند ونبات عزرائيل بر سرم گرد مرگ مي سايد ... آرزوهاي كوچكم را هيف مي برم با خودم به گور اما ... آرزو مي كنم تو خوش باشي ... حسرتت بر غصه ام مي افزايد ... مجلس ختمم كه ميايي . يك لباس سفيد بر تن كن ... بارها گفته ام به تو عزيزم رنگ مشكي به تو نمي ياد ... ((( اين وصيت نامه من ))) |
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
84/08/29ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سحا" متولد 1364 اهل تبریز "ساکن تبریز یه جورائی مثل هیچ کس" سوخته هزاره سوم " اهل علم و ادب " متخصص سخت افزار " نرم افزار و سازه های حک " دیوونه نگاه صاف " نه خط خطی نه ساده " مسافر ربوتیک ....ادامه دارد
عشق یعنی چه ؟ عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني انتظارو انتظار عشق يعني هر چه بيني عكس يار عشق يعني ديده بردر دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني سوز ني،آه شبان عشق يعني معني رنگين كمان عشق يعني شاعري دلسوخته عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله برخرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم، يك نماز عشق يعني عالمي رازو نياز عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن به دست عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعني يك تبلور، يك سرود عشق یعنی با تو بودن..... عشق یعنی ال... عشق يعني يك سلام و يك درود |
|
RSS
|