![]() |
![]() |
|
| دل نشستــه در غروب ماتـــم تو |
|
نمی آید ، نمی آید ....غروبی محنت انگیز است و مأیوس که می جویم نشان پای او را نگاه من به تردید است هر سو نمی یابم دریغا جای او را سکوتی سرد و محنت بار و سنگین صدای قلب من را می فزاید نمی یابم نشان پائی از او نگاهم را سیاهی می رباید چو می لغزد شب خاموش و تاریک بپندارم رخ او لغزد آرام « نمی آید ، نمی آید !» به قلبمفرو می ریزد افسون های آلام روم آهسته و سر در گریبان ز ظلمت های مشئوم شبانه فرو ریزد ز چشمم اشگ حسرت رسد بر گوش جانم این ترانه نمی آید ! نمی آید چه جوئی ؟ به دنبال خیال او چه بوئی ؟
**** تنهایی و سکوت دو دوست جدا ناشدنی .سکوتی که صدایش بلندتر از فریاد است ولی کسی صدایش را نمی شنود .سکوتی که غم دارد غمی با درد ، دردی با آه ، و آهی ...من تنهایی را درک کردم ، صدای سکوت را شنیدم ، غم را بارها دیدم ، درد را با تمام وجودم حس کردم ، و آه را کشیدم
**** خسته شدم از زندگی شکست های پی در پی از تنهایی و بیهودگی دلم گرفته از این روزگار بی رحم همه چیزم را از من گرفت حتی رویاهای بچه گیم را دیگر چیزی برایم نمانده احساس پوچی می کنم
**** آواز قناری تنها رفتم کنار پنجره دیدم :در پشت میله هاسر را در زیر بال برده قناری ، چنان که من پنداشتم آن را رفیق کوچک من امروزاز دست داده است .آخر چه روی داده ، قناری ! چه روی داد ؟ او را صدا زدم وقتی که بغض راه گلوی مرا گرفت اوسر بلند کرد آهی کشید و گفت :لعنت به دست سرد و زمخت شکارچی لعنت به این قفس اکنون در این مکان انگیزه ادامه هستی برای من یک مشت خاطره مشتی تداعی است .آنگاه سر را دوباره زیر پر و بال خویش برد
|
|
+ نوشته شده در
84/10/05ساعت توسط ((سحا)) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سحا" متولد 1364 اهل تبریز "ساکن تبریز یه جورائی مثل هیچ کس" سوخته هزاره سوم " اهل علم و ادب " متخصص سخت افزار " نرم افزار و سازه های حک " دیوونه نگاه صاف " نه خط خطی نه ساده " مسافر ربوتیک ....ادامه دارد
عشق یعنی چه ؟ عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني انتظارو انتظار عشق يعني هر چه بيني عكس يار عشق يعني ديده بردر دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني سوز ني،آه شبان عشق يعني معني رنگين كمان عشق يعني شاعري دلسوخته عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله برخرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم، يك نماز عشق يعني عالمي رازو نياز عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن به دست عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعني يك تبلور، يك سرود عشق یعنی با تو بودن..... عشق یعنی ال... عشق يعني يك سلام و يك درود |
|
RSS
|